......از این همه تنهایی خستم

متن مرتبط با « خوری» در سایت ......از این همه تنهایی خستم نوشته شده است

میایی!

  • نیلوبلاگ

    سلام آمدنت دیر نیست و من همچنان چشم به راهم چشم به نگاهت چشم به پایت...

    ادامه مطلب
  • تو همانی که نیستی

  • نیلوبلاگ

    شنیدن ندارداما از من بشنوتو همانی که نیستیو من همان که باورت کرده بودمپیش از آمدنت خوب به بهار فکر کنفقط به یک فصل......

    ادامه مطلب
  • تو همانی که بودی

  • نیلوبلاگ

    بودنت مثل یک قدم زدن در عصری پاییزی رنگ داشتو من انتظار بهار می کشمتا با قدم های توxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 قسم بودن ادا کنمبودنت......

    ادامه مطلب
  • من آدمش نیستم...

  • نیلوبلاگ

    من آدمِ جلویِ کسی رو گرفتن نیستم؛آدمِ سدِ راه کسی شدن برای نرفتن،آدمِ کشیدنِ چمدون از دستایِ یکی،آدم اینکه تویی که داری میری رو از پشت بغل کنم و هزار باره بگم نرو.من فقط آدمِ وایستادن نگاه کردنم،آدمِ دست و پنجه نرم کردن با نبودنا،آدمِ راحت دل کندن از دل کنده ها....xa0#مخاطبم_تویی_که_دل_کندی...

    ادامه مطلب
  • شاید تو...

  • نیلوبلاگ

    شاید توسکوت میان کلامم باشیدیده نمی شویxa0 xa0اما من تو را احساس میکنم !شاید توهیاهوی قلب نا ارومم باشیاما شنیده نمی شوی... xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • آغوشت...

  • نیلوبلاگ

    دیگر عکس هایش آرامم نمی کند من به دستانش نیاز دارم خدایا بهشت آسمانیت را نمی خواهم !من اهل دوزخم !!! آغوش آنکه عاشقانه هایم را برایش می سرایم به من برسان من خودم بهشت را در آغوش او می سازم !!! MOBIN# ...

    ادامه مطلب
  • هیس...

  • نیلوبلاگ

    ① هیییییسس ...!!! به من دل نبندید ... نگذارید با رفتار سرد و یخ زده ام ...!!! شمارا از خود برنجانم ...!!! قلب من به روی هر احساسی بسته است ..!!!و روی آن حک کرده ام ...!!! ③ چشمی انتظارم را بکشد ... چرا که ... رفتن را خوب یاد گرفته ام ! من همسفر همیشگی نخواهم بود ! من دل آزرده ام ! نمی توانم کسی را " عزیز دلم " خطاب ک...

    ادامه مطلب
  • این روزها...

  • نیلوبلاگ

    این روز ها برای من آسمان و ریسمان نباف....! کسی که احساست را با چشمهای بسته باور کرد ... با همان چشم های بسته خود را به دار زندگی آویخت... هر چه تو بی رحم تر شدی... او بی رمق ترین.....! ... او بی نفس ترین....! نگران نباش... دستهایت به هیچ خونی آلوده نشده.... کشتن احساس آدمــــها قتل عمد که نیست! فقط زخم زدنی عمیق است که هیچوقت درد جراحتش از خاطر و قلب و روحشان پاک نخواهد شد .... [ جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 23:47 ] [ الي ] [ ]...

    ادامه مطلب
  • من...

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ...

    ادامه مطلب
  • بزرگ ترین اشتباه...

  • نیلوبلاگ

    بزرگتــرین اشتبــاه یک مـَرد اینـه کـه بـه مَـرد دیگـه ای فرصـت ایجــاد لبخـند روی لبهـای زنِ موردِ علــاقه اش رو بـده*این حرف جواب نداره… ...

    ادامه مطلب
  • اصولا...

  • اگه ی روزی....

  • نیلوبلاگ

    ﺗﻮﻯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ! ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ. ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻡ، ﺍﺻﻼً ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ... ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮﺵ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ... ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ...

    ادامه مطلب
  • اخرای ساله...

  • نیلوبلاگ

    xa0آخرای ساله xa0 امسالم گذشت xa0 ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻧَﻔَﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧَﻔَﺲ ﺍُﻓﺘﺎﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻥ ﺍﻻﻥ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻨﺪَﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ (تولد) ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻦ (مرگ) ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧَﻤﻮﻧَﻦ ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭ...

    ادامه مطلب
  • هستی؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    xa0 ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﮕﻪ : √ ﺭﮊﺕ ﭘﺮﺭﻧﮕﻪ ، ﻭﻗﺘﯽ √ ﺷﺎﻟﺘﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺟﻠﻮ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﮕﻪ : √ ﯾﻘﺖ ﺑﺎﺯﻩ ﮔﺮﺩﻧﺖ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ، ﻧﮕﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻩ ...❣ ﺑﺪﻭﻥ ↜ﻭﺍﺳﺶ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﯼ↝xa0 ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﻒ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺭﯾﺨﺘﻪ ... مرد اونیه که وقتی باهاش ♡قهر♡ کنی و میگی : ☜دیگه نمیخوام صداتو بشنوم ☞xa0 یه ساعت بعد بهت اس بده و بگه : میشه تلفنتو جواب بدی ؟؟❣❣ ...

    ادامه مطلب
  • مامانم....

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0 ...

    ادامه مطلب
  • پاییز

  • نیلوبلاگ

    xa0 این برگ های زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می افتند قرار است تو از این کوچه بگذری و آن ها پیشی می گیرند از یکدیگر برای فرش کردن مسیرت …...

    ادامه مطلب
  • خردادی...

  • ی تیر ماهی...

  • سلامتی...

  • نیلوبلاگ

    سلامتی روز رسیدن به آروزم سلامتی لحظه مرگم سلامتی خاطراتی که یادم میاد تو اون ثانیه های آخر سلامتی لحظه جدا شدن روح از بدن سلامتی لرزش آخر سلامتی دکتری که مرگم رو تایید میکنه سلامتی جیغ و داد مادرم سلامتی زجه های پدرم سلامتی گریه های داداشم سلامتی آمبولانسی که میبرم سردخونه سلامتی سکوتی که خونمونو فرا میگیره سلامتی قرآنی عبدالباسطی که تو سردخونه باصدای بلند پخش میشه تا صبح سلامتی لحظه ای که میبرنم غسال خونه سلامتی مرده شور،که غسل میده بدنمو سلامتی کفنی که میپیچه دورم سلامتی آمبول...

    ادامه مطلب
  • مث من...